ضمن گرامیداشنت یاد و خاطره اخوان ثالث سروده ای بنام ”جنبش سبز” در استقبال منظومه ”زمستان است” مهدی اخوان ثالث تقدیم به میهن همیشه سبزم
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان بود
نفس ها ابر و یک شاعر که شعرش وصف زندان بود
زمستان در زمستان بود غبار آلوده مهر و ماه
زمین دلمرده و آهی بلند و آسمان کوتاه
و کوته آسمان غمزده بر ماتمی سنگین می گریید
زمین مرده را در بر گرفته آسمان غمگین می گریید
خبر در کهکشان پیچید:«زمین در آسمان جان داد»
زمین مردار بود، مردار؛ رسید یک قاصدک با باد!
چو بر مردار قاصد گفت پیام پاک مزدایی
زمین لرزید و جان بگرفت به فرمان مسیحایی
زمین شد زنده و فرمان اجابت گشت و گل روئید
دو چشم آسمان گریان ولی از شوق می بارید
دمش گرم بود و جان بخشید، یخ و سرما ز عالم رفت
چو دیده بسته و وا شد بدید هشتاد و هشت هم رفت
به پاس حرمت عاشق رسیده موعدت لیلا
به راه پاک آزادی تمام گلرخان بر پا
به لاحول الا بالله ببین شد سبزه ها پیدا
چمن برغنچه می گوید بلند الله و اکبر را
بر این فتح المبین کل امیر نغمه شد بلبل
به اسم رمز نوروزی ز هر غنچه شکوفا گل
گذشت آن سال غم پرور که تیر و تیغ و زندان داشت
و آتش ها به مادرها ز داغ طفل بر جان کاشت
بگفته پیک یزدانی که ایزد گفت: «می دانم
که این ظالم نمی داند که من هم سبز پیمانم
نشانم پرچم سبزی سهی قامت به هر میدان
که بینم با چنین سروی چه خواهد کرد زندانبان؟
جناب کوه پوشیده لباس سبز مخمل را
تو هم صحرا هم آوا شو به سبزی کوه و جنگل را
بگو ای صاعقه لبیک ز برق ذوالفقار اینک
بزن رعدی که از ریشه بسوزد فکر کهریزک
قناری گو اذان صبح به استقبال این خورشید
عیان کن هاله ی کاذب ز نور راستین خورشید
به صدها رنگ صدها گل شکوفا کن تو ای دنیا
ببند مچ بند سبزی را به دست هر گل زیبا
درختان جهان از دم به هر شاخه دو صد پرچم
بیافشانید سرتاسر که سبز یعنی همه با هم
تو هم ای خار و خس برخیز به گردن شال سبز آویز
کنون ای قاتل خون ریز اگر زورت رسد، بگریز»




