یکی از مغلطه هایی که پان تورکان و یا کسانی که ناآگاهانه همنوا با این گروه کوچک هستند به کار میبرند, گزاره ی “زبان مادری” است. این گونه کسان بر این باورند که با آموزش رسمی زبان پارسی, “زبان مادری” شان در حال از میان رفتن است. این گونه کسان آه و ناله سر میدهند که حق آموزش به زبان مادری از حقوق اساسی آدمیزادگان است.
در بندهای نوشتار زیر بدین مغلطه پاسخی شایسته داده ایم:
یک) نامیدن “زبان محلی” به “زبان مادری” کاری است بی دانشانه و از سر رِندی. اینکه چرا تجزیه طلبان زبان محلی خویش را زبان مادری و نه “زبان پدری” و یا هر چه جز آن مینامند بر آگاهان بسیار روشن است:
از آنجا که فرزند از مادر میزاید و مادر در پیوند اسطورگی و اندیشگی با آب و خاک است, “زبان مادری” استدلالی است در جهت نامیدن زبان ترکی به عنوان زبان همیشگی آب و خاک و تاریخ آذربایجان.
(“نگریسته شود به اصطلاح “مام میهن)
همچنین, اینگونه نامیدنها میتواند بر هم میهنانی که سانتامانتالیسم و “خویش را از بیرون نگریستن” از ویژگی های اساسی ایشان است اثر بسیاری در جهت پشتیبانی ایشان از آموزش به زبان محلی بگذارد با این استدلال که ممنوعیت از سخن گفتن به زبان مادری همچون ممنوعیت از نوشیدن شیر از پستان مادر برای نوزادان و یا حتا جدایی فرزند از مادر است.
دو) چیزی به نام حق سخن گفتن به زبان مادری از اساس وجود ندارد. شوربختانه در زبان پارسی واژه ی “حق” و “حقوق” برگرفته از واژه ی “حقیقت” است. ازین رو به کار بردن این واژگان ناخودآگاه اینگونه مینمایاند که “حقوق” عرفی یک اقلیت از جمله “حقایق” مُثُلی نفی ناشُدنی در پیوند با پروردگار است. البته در پاسخ باید گفت که حقوق و حق, گزاره هایی ازلی و ابدی نیستند و بسته به جغرافیا و فرهنگهای گوناگون, دگرگونه تفسیر میشوند. از این رو در سرزمین ایران با نگاه به تاریخ دیرپای آن چیزی به نام “حق سخن گفتن به زبان مادری” معنا ندارد. شاید بهتر باشد پان تورکان گزاره ی یاد شده را اینگونه به کار برند:
“درخواست آموزش رسمی به زبان محلی”
سه) درخواست آموزش رسمی به زبان محلی از گونه خواستهای واپسگرایانه برخی از تندروان قومی است که برای میهن و مردم شان چیزی مگر بازگشت به گذشته را خواستار نیستند. و البته همگان دانند که یکی از مولفه های فاشیسم, علاقه مندی به بازگشت به گذشته ی باشکوه و گاه تخیلی قومی است. چیزی که این روزها پانتورکان بسیار از آن استقبال کرده اند.
پان تورکان استدلال میکنند که پس از بدست آوردن “حق آموزش به زبان محلی” دیگر نیازی نیست تا فارسی نیز آموزش داده شود. به جای فارسی میتوان انگلیسی و یا هر زبان دیگری آموزش داده شود. این استدلال از آن رو نادرست است که این کوته اندیشان از جایگاه استوار پارسی در فرهنگ و خاک ایران ناآگاهند. به گفته ی دیگر هر آنکس که در خاک ایران زمین, “پارسی” نمیداند بیشک “ایرانی” نخواهد بود! چنین کسی میتواند با فرهنگ “ترکی استانبولی” یا “آلمانی” بزرگ شود اما هرگز نمیتواند با هر آن دستاورد فرهنگی, اجتماعی, اقتصادی که در این خاک, هزاران سال با زبان پارسی متعین شده است, خود را یکی بداند. زبان پارسی زبان هویت مردم ایران است.
چرا که فرهنگ و هویت مردم یک کشور چیزی نیست مگر سنتزی برآمده از آمیزش آسمان فرهنگ آن با جغرافیا و جامعه ی آن.
منبع: http://payandeiran.com/?p=173